پایگاه تاریخ و فرهنگ ایران خراسان بزرگ

   

 

 

نقشه خراسان بزرگ و تاجیکستان و ایران بزرگ

 تاریخ و فرهنگ خراسان بزرگ ایران

خراسان بزرگ کجاست ؟

صفحه 1   2  

سمرقند : شهری ایرانی که امروزه در ازبکستان واقع شده است . یعقوبی گوید ( برگ 69 ) سمرقند یکی از باشکوه ترین - ارجمند ترین و نیرومند ترین شهرهای خراسان باشد . مردمانی جنگجو دارد و پس از اسلام بارها ( برضد اعراب ) کافر شدند و قیام کردند . سمرقند رودخانه هایی دارد که طلاهای بسیار دارد . هیچ کجای خراسان طلا ندارد ولی سمرقند بسیار دارد . ابن واضح یعقوبی در ستایش از سمرقند خراسان می گوید :  

 علت سمرقندان یقال لها                 زین خراسان جنه الکور

الیس ابراجها معلقه                        بحیث لاتسیبین للنظر

ترجمه : سمرقند بالاتر از آن است که به آن زینت خراسان گفته شود

بلکه بهشت استانهاست مگرنه آنکه کوشکها آن بلند آویخته است

سمرقند شهرى بزرگست و آبادان است و با نعمت بسيار و جاى بازرگانان همه جهانست و او را شهرستانست و قهندزست و ربض است ،و از بالاى بام بازارشان يكى جوى آب روانست از ارزير ،و آب از كوه بياورده ،و اندر وى خانگاه مانويانست و ايشانرا نغوشاك خوانند و از وى كاغذ خيزد كى بهمه جهان به برند و رشته قنب خيزد ،و رود بخارا بر در سمرقند بگذرد .(حدود العالم .ص 107-108)اين نام در پهلوى سمركند مى‏باشد .(شهرستانهاى ايران .بند 2)در برهان قاطع آمده است :سمركند بر وزن و معنى سمرقند است و آن شهرى باشد در ماوراء النهر كه كاغذ خوب از آنجا آورند و سمرقند معرب آنست و معنى تركيبى آن ده سمر است و سمر نام پادشاهى بوده از ترك و تركان ده را كند مى‏گويند ،و اين ده او بنا كرده بوده است و بمرور ايام شهر شده است .(برهان .ج ص ،ص 1165)(در باره كند و گونه‏هاى ديگر آن به معنى شهر ،خانه و جايگاه -بيكند )درباره اينكه تركان ده را كند گويند بايد گفت كه كند يا كنت واژه‏اى ايرانى به معناى گسترده آن مى‏باشد و ربطى به زبان تركى ندارد .سمرقند از لحاظ وسعت وعده نفوس هميشه نخستين شهر ماوراء النهر شمرده مى‏شده و حتى در قرونى كه (مثلا زمان سامانيان )بخارا پايتخت دولت بوده نيز مقام اول را داشته .و سبب اهميت سمرقند ،بيش از همه چيز ،موقع جغرافيائى آن بوده كه در ملتقاى راه‏هاى عمده بازرگانى كه از هند (از طريق بلخ )و ايران ،(از طريق مرو )و متصرفان تركان ممتد بوده قرار داشته است .حاصلخيزى خارق العاده اطراف شهر هم گرد آمدن عده كثيرى نفوس را در يك نقطه مقدور و ميسور ساخته بوده .
(تركستان‏نامه .ص 207)نام سمرقند به گونه سمران نيز آمده است .(تاريخ بخارا .ص‏31 )در توضيح اين نام در بخش حواشى و تعليقات آمده كه :نام سمران در طبرى آمده است .و ياقوت در يك جا گويد :سمران بلفظ جمع اسمر و در آخر آن نون باشد .ابولحسن خوارزمى گفته سمران نام عربى سمرقند است .و باز در موضع ديگر گويد :سمرقند (به فتح اول و دوم )آن را به تازى سمران گويند ،شهر معروفى است ،و قصبه سغد است .و بعد افزوده كه :ازهرى گويد :آن را شمر ابو كرب بنا كرد ،و به نام سمر كنت ناميده شد ،و آن را تعريب كرده سمرقند گفتند .عربها شخصى از ملوك يمن به نام شمر را فاتح اين شهر مى‏دانستند كه پس از تصرف آن را ويران كرد .از اين جهت به شمر كند ناميده شد و عرب آن را معرب كرد و سمرقند خواند .(همان .ص 206)بايسته ياد آوريست كه شمر نيز در لغت به معنى آب‏گير و آب‏دان باشد (لغت فرس .تصحيح مجتبائى -صادقى .ص‏97 )

خاقانی شروانی

خراسان گر حرم بود و بهین کعبه ملک                                سمرقند از فلک بود و مهین اختر قدخانش

تاجیکستان : 65 درصد مرد تاجیکستان به زبان پارسی تاجیکی و 25 درصد ازبکها و بقیه را روسها و تاتارها و تکشیل می دهند . تاجیکستان امروزه فقرین ترین کشور در بین جمهوری های تازه استقلال یافته است . دارای چهار استان می باشد : ختلان - سغد - قراتگین - کوهستان بدخشان . تاجیکستان در تمامی دوره های تاریخی جزوی از کشور ایران بوده است . در دوره های : هخامنشی - اشکانی - سلوکی - ساسانی - سامانی - غزنوی - سلجوقی - خوارزمشاهی -صفوی و در نهایت در زمان قاجار به روس ها واگذار شد و در سال 1928 جمهوری سوسیالیستی شوروی تاجیکستان تشکیل شد و در سال 1991 از شوروی جدا گردید و اعلام استقلال نمود. پس از اعلام استقلال 5 سال درگیر جنگ داخلی بود که بیش از 50 هزار نفر کشته شد و 700 هزار نفر بی خانمان گردید . جشن نوروز ایران بزرگ ترین جشن در تاجیکستان است . تاجیک قومی است ایرانی همچون کردها - لرها و بلوچها و غیره

 نیشابور؛ شهر دروازه های باستانی خورشید : «نيشابور» شهري است در قلب خراسان، ساختن نيشابور را به شاپور اول ساساني نسبت مي دهند و اسم شهر را به معني «نهاده نيك شاپور» مي دانند. «ابرشهر» نام قديم نيشابور است، احتمال دارد كه اين نام در اصل شهر آپارناك يا آپارني و جايگاه يكي از سه قبيله مهم پارت بوده باشد كه شاهنشاهي نيرومند اشكاني را بنياد كردند. شهر باستانی نیشابور به جز دروازه های کوچک، چهار دروازه بزرگ داشته که هر چهار دروازه، رو به سوی خورشید داشته اند و هنگام برخاستن خورشید، نخستین پرتوهای آفتاب از هر چهار دروازه به اندرون شهر می تابیده است. این آگاهی را «امام الحاکم» نیشابوری در تاریخ نیشابور به ما می دهد. که چون شاپور خواست که شهر نشابور بنا کند، چهار دروازه در چهار سوی آن چنان بساخت که همگام برآمدن آفتاب از هر چهار دروازه، آفتاب به درون شهر می تابد.

حمد الله مستوفی در نزهت القلوب بنای اصلی و باستانی شهر نیشابور را به طهمورث دیوبند نسبت داده است . ولی آباد ساختن و متمدن کردن شهر را به اردشیر بن بابک ساسانی نسبت داده است . شاپور شاهنشاه ایران فرزندش را به نگهابانی از نیشابور گذاشت و به فرمان وی اقدامات بسیار عظیمی در شهر انجام گرفت که این انقلاب فرهنگی را به تغییر نام شهر به نیشابور نسبت داده اند . 

ابوسعید ابوالخیر یکی از بزرگترین عارفان ایرانی نیز پایتخت خود را در نشابور قرار داد و هیچ گاه از خراسان بیرون نرفت، حتی در حج ... و مهری سخت به خراسان و نشابور داشت چنانکه روزی کسی از نشابور به بغداد می رفت، او را گفت به بغدادیان آن که تازی بداند بگوی:

فمطلع الشمس من خراسان

 

یک مصرع از شعر به زبان تازی است که ترجمه ی آن چنین است:

گویند از خراسان گوهری صادر می شود که در زیبایی تالی ندارد و من می گویم که محاسن آن را انکار مکنید که خاستگاه خورشید از خراسان است.

 

و آن که فارسی بداند برخوان:

سبزی و بهشت و نوبهــار از تو برند            آنی که به خلد یادگـــــــار از تو برند

در چینستان نقش و نگــار از تو برند                    ایران همه فال و روزگــــار از تو برند ( مقامات ابوسعید ابوالخیر )

 

چنین است که نیشابور را به جز از دروازه های کوچک که از آن یاد کرده خواهد شد، چهار دروازه بزرگ بوده است که هر چهار، رو به سوی خورشید داشته اند و هنگام برخاستن خورشید، نخستین پرتوهای آفتاب از هر چهار دروازه به اندرون شهر می تابیده است. و اگر چه نقشه آن شهر در دست نیست ولی می توان به یاری اندیشه این نقشه را چنانکه در نگاره آمده است، مجسم کرد.

و این آگاهی را «امام الحاکم» نیشابوری در تاریخ نیشابور به ما می دهد. که چون شاپور خواست که شهر نشابور بنا کند، چهار دروازه در چهار سوی آن چنان بساخت که همگام برآمدن آفتاب از هر چهار دروازه، آفتاب به درون شهر می تابد. هنوز در خانه های کهن زرتشتیان یزد و کرمان، نخستین پرتو آفتاب نیز بر «پسکم مس» می تابد. این خانه ها که به سبک معماری پارتی ساخته می شود، دارای چهار پسکم [Paskam] یا صفه است که در چهار سوی سرای قرار دارند، هر پسکم، ایوانی با آسمانه ی زخمی (سقف ضربی) است که به اتاق ها راه دارد. یکی از این پسکم ها، راه ورودی سرای است و دو پسکم دیگر دو سوی محل رفت و آمدهای روزانه است و پسکم بزرگ (که پسکم مس خوانده می شود)، از دیگر پسکم ها بلند تر و سر آن از پشت بام بالاتر است، چنان که نخستین پرتو خورشید بر آن می تابد و آغازگاه بامداد، یا نماز بامداد را آگاهی می دهد ... این پسکم، اوستا خوانده می شود، و همواره گیاه سبز و گلدان و گلاب و بوی خوش چون اسپند و کندر و عود در آنجا موجود است و کسانی که تن پاک دارند، می توانند بدان گام نهند. بدین روی، گاهگاه آن را «پسکم پاک» نیز می نامیم. چنان که می دانیم این نوع ساختمان را در فرهنگ معماری جهان به نام پارتی می شناسند. و ریوند و ابرشهر یکی از بزرگ ترین شهرهای تیره ی پارت است که شهر دروازه های خورشیدش می نامیم.

 

انگیزه ی دینی ایجاد ابرشهر

افزون بر همه موجبات طبیعی و اقلیمی، کوهستان بلند، پرآب روان بینالود، آب های زیر زمینی، جاده ابریشم و آن موقعیت طبیعی که نشابور را دروازه خراسان کرد، چند انگیزه ی دیگر نیز برای ایجاد و گسترش شهر وجود دارد.

نخست کوه ریوند که با داشتن کان اورانیوم، گهگاه شبانگاهان در برخی از جاها نورباران می شود. و این شگفتی بزرگ در مردمانی که با دل روشن، نور و فروغ را گرامی می داشته اند و ستایش می کرده اند، ایجاد شکوه و احترام بدان کوه را می کرده است. به طوری که یکی از سه آتشکده بزرگ ایران باستان بر فراز آن کوه قرار دارد.

وجود کان زغال سنگ در همان کوه که موجب ایجاد گاز متان می شود و کمک می کند که آتشکده خودسوز «برزین مهر» پیدا شود چنان که دقیقی در گشتاسب نامه (پیوست شاهنامه ی فردوسی) در باره آذر برزین می گوید:

که آن مهر برزین بی دود بود

منور نه از هیــــزم و عود بود

وجود چشمه ای سبز بر فراز کوه بینالود و دریای سو [Sow] بر فراز کوه ریوند (چند میلی شرق آتشکده برزین مهر) که هر دو از شگفتی های طبیعت است و بی آنکه چشمه ای، رودی بدان بپیوندد، در همه هنگام های سال به یک اندازه آب دارند؛ آبی بس زیبا و درخشان و برای ایرانیان که آب را همواره همراه با دیگر عناصر مثل خاک و باد و آتش گرامی داشته اند، وجود این دو پدیده با شگفتی و گرامی داشت فراوان موجب پدید آمدن نیایشکده ی (آناهیتا) آب در این ناحیه گردید چنان که از دیرباز از دورترین جای ها برای زیارت آن به نشابور می آمدند. و یکی از این زیارت های تاریخی حرکت یزدگرد اول است به نیشابور که برای نیایش آب و زیارت آن چشمه به نیشابور آمد و چون این پدیده ها بسیار دیرین و کهنسال است و بزرگی بینالود و دیگر مواهب طبیعی همراه با آن بسی دیرین تر از دوران پیدایی انسان است، پس به ریوند یا نشابور و ابرشهر اجازه می دهند که در زمانی بس دور بصورت شهر درآمده باشد. در شاهنامه از هنگام «ریومیز» پیرامون پنج هزار سال پیش یاد می شود اما این دلیل آن نیست که پیش از آن نیز وجود نداشته باشد.

از پشت ویشتاسبان یا کوه ریوند که آتشکده برزین مهر بر فراز آن شعله می کشیده است در زمان گشتاسب یاد می شود که آن نیز زمانی پیرامون سه هزار و پانصد سال پیش دارد. نام کوی داربجرد، زمان هخامنشیان را به یاد می آورد. از زمان اشکانیان که هیچ آگاهی از اینان بدست نمی آید، نشانه ای در نزدیکی شهر نشابور هست و آن روستای اشک آباد در چند میلی جنوب شهر، در میان  کویر کوچک دشت نشابور است که به «اشق آباد» دگرگون شد و امروز «عشق آباد» به فتح «ع» نوشته می شود تا هنگام ساسانیان که به نام نیوشاپوهر نمایان می شود.

 

ترکیب شهر و حرکت آن در دوره های تاریخی

ایرانیان چند هزار سال پیش از پیدایی یونان در شهر سازی خود به ردیف دیوارهای راست و کوچه و توالی خانه ها در امتداد معین دست یافته اند که باز خیلی زودتر از غربیان آنان را به ساخت شهرهای شترنجی رهنمون گردید.

همه ایرانیان یا تازیان جغرافی نویس نیز، این را یادآور شده اند که صورت شترنجی نشابور، پدیده ای ایرانی است. اما برخی از پیروان یونان این را نیز پدبده ای یونانی دانسته اند که اسکندر با خویش به ایران آورد.

تعداد کوی ها که به 64 می رسد و گاه کم و زیاد می گردد این سخن را استوار می سازد مگر آنکه شهر در برخی از دوره ها بر اثر جنگ یا زمین لرزه و آب خاست، ویران شده که شمار محله هایش کم می گردد و گاه بر اثر رونق و شکوه بازار صنعت و فرهنگ بر شمار آن افزوده می شود، اما همواره پیرامون همین شصت و چهار خانه شترنگ است!

اکنون بپردازیم به خراب شدن ریوند(که روشن نیست در چه زمان بوده) و ساختن شهر تازه ی نیو شاپو هر؛

الحاکم در تاریخ خود یادآور می شود که از مسجد جامع بسوی غرب تا احمدآباد سبزوار را «ریوند» نامند. پس شهر باستانی ریوند، بی هیچ گمان در این منطقه است و شاپور اول (شاپور دوم نیز به آبادی نشابور افزود) شهر تازه را در سوی شرقی آن بنا کرده است و ریوند را ویرانه نهاده است مگر آن که مردمان خود بنا به علاقه ی خویش، به آبادانی بخش هایی از آن همت گماشته اند.

پس از اسلام شهر به سوی ریوند گسترش می یابد و آن را در بر می گیر چنان که مسجد جامع نیز، در مرز ریوند و نشابور ساخته می شود آنگاه شهر به سوی غرب ریوند کشیده می شود تا به دروازه ی پول (که در نقشه نشان داده شده است و بر روی رودخانه ای موسمی به نام کال جینگل) رودخانه ی جنگل بنا شده می رسد.

از سوی شرق نیز، شهر گسترده می شود زیرا که در نوشته های پس از اسلام به دروازه ی شرقی به نام «باب ابی اسود» در شرق بر می خوریم که نشان می دهد پیش از اسلام ساخته نشده است زیرا در آن صورت نامی فارسی به خود می گرفت.

استخری در سده ی چهارم باروی این شهر را بصورت چهارگوشه ای معرفی می کند، که هر یک از برهای آن یک فرسنگ بوده است. اما این را نیز می افزاید که دو محله ی پرجمعیت نیز در بیرون شهر قرار دارد. بنابراین کلا شهر بصورت مستطیل در می آید. در زمان سلجوقیان نیز که شهر گسترده تر می شود، چیزی که حتی در نشابور کوچک امروز هم دیده می شود و این بدان روی است که شهر در دامنه ی کوه بینالود برای دست یافتن به آب مورد نیاز به دو سو کشیده می شود.

در نوشته های باستانی، از چهار رود که در میانه ی شهر جاری است سخن می رود. این رودها به گفته ای؛ شقاندیر، دارای بشتقان و خروه نام داشته و به کفته ی الحاکم؛ مازول، شامات، ریوند، بشتفروش. امروز این نام ها دگرگون شده و سه رشته از این رودها، در شور کنونی جاری است که دو شاخه ی آن، آب موسمی دارد و یکی که آب میرآباد را به شهر می رساند، همواره آب دارد. این سه رود از شرق به غرب، نخستین، آب کال غار، دیگری آب کال میرآباد و سومی آب کال جینگل را از بینالود به سوی جنوب می آورند.

چهارمین رود را اگر رودخانه ی «خرو» بگیریم، حد شرقی شهر را بسی بسوی شهر تا نزدیک قدمگاه می رساند و این بسی دور می نماید و درست همان رود بشتقان است که امروز از میان شهر باستانی می گذرد، و بنا بر گفته ی حمدالله مستوفی ( نزه القلوب 182 ) عمرولیث در کنار آن، کاخی ساخته است و این کاخ اگر کاوش شود، در میان ویرانه های باستانی پیدا خواهد شد.

بزرگ ترین و زیباترین شهر جهان و ستمکش ترین آنها پس از اسلام نیز چندین بار ویران گردید. در حمله ی غزان که همه ی آثار فرهنگ و از آن میان کتاب های هفده کتابخانه ی عمومی شهر را به آتش و باد دادند و حاندان های بزرگ ایران را از بیخ و بن برکندند. در یورش چنگیز، شهر با خاک یکسان گردید. پس از ایلغار چنگیز، نشابوریانی که در شهر ها و آفاق دیگر می زیسته اند بدان شهر بازگشتند و دوباره آن را ساختند چنان که ابن بطوطه که در این زمان به نشابور آمده بود از بزرگی آن و از چهار رودی که در آن جریان دارد سخن گفته است، اما باز در حمله ی تیمور تباهی های فراوان دید. چهر زلزله ی بزرگ در سال های 555، 666، 808 شهر را ویران ساخت. و آخرین ستم را برادران افغان در شورشی که علیه شاه سست عنصر و بی کفایت صفوی کردند ... و حق هم داشتند، بر پیکر این شهر وارد آوردند و از آن زمان پشت نشابور چنان شکسته است که چنان که باید و شاید هنوز برنخاسته است!

شهر ستم دیده از افغانان عزیز، کوچک شد چنان که پهنایش کمتر از یک کیلومتر و درازیش کمی بیش از یک کیلومتر گردید!!

برخی آثار برجسته ملی و تاریخی ایران  در خراسان

آتشکده آذر برزین مهر : آتشکده آذربرزین مهر یکی از سه آتشکده مقدس ایران است ( آذر گشسب - آذر برزین - کاریان ) که در شهر نیشابور یا ابرشهر خراسان قرار دارد . در پهلوی به نام آتور بورگین میتر خوانده می شود به معنی آتش مهر بالنده است . تاریخ ساخت آن بسیار کهن است به طوریکه به زمان اشو زرتشت باز میگردد و در بند 8 از فصل 17 بندهش آمده است : آذربرزین مهر تا زمان گشتاسب در گردش بوده و پناه جهان تا اینکه اشو زرتشت اسپنتمان دین آورد و گشتاسب شاه دینش را پذیرفت آنگاه گشتاسب آتش مقدس را در کوه ریومند در آذر برزین مهر قرار داد

آتشکده بردسوره : به گفته مسعودی در کتاب نامدار مروج الذهب این آتشکده توسط فریدون شاه بنا شد که آتش آن را از طوس خراسان آورده بود و در بخارای ایران قرار داد

آتشکده آذر شب : آتشکده ای است که گشتاسب شاه در بلخ بنا کرد و به گفته مورخین گنجهای خود را در آن قرار داد .

آتشکده آذرنوش : آتشکده ای است در بلخ که این نیز همچون آذرشب در خراسان بزرگ ایران بوده است . فردوسی بزرگ آن را نوش آذر نامیده است . فردوسی بزرگ می فرماید : شهنشاه لهراسب در شهر بلخ - بکشتند و شد روز ما تار و تلخ - و از آنجا به نوش آذر اندر شدند - رد و هیربد را همه سر زدند

منطقه باستانی بندیان خوراسان
محوطه باستاني بنديان در شهرستان درگز در استان خراسان رضوي ايران قرار دارد و شامل بزرگ‌ترين گچ‌بري يافت شده از دوران ساساني است . اين محوطه در سال ۱۳۶۹ در اثر کارهاي تسطيح اراضي کشاورزي کشف شد و از سال ۱۳۷۳ تاکنون در دست حفاري و بررسي باستان‌شناسي است . کارهاي باستان‌شناسي در منطقه در حال حاضر شامل بررسي معماري معبد ساساني که در فصل‌هاي پيشين حفاري شده است. تپه ديگري در دست حفاري است. ياريم تپه در جوار آن هنوز مورد کاوش قرار نگرفته است. اين محوطه باستاني مساحتي حدود هزار متر مربع را در بر مي گيرد . اهميت گچ‌بري‌هاي بنديان نه به طولاني بودن، بلکه به محتواي آن است. اين گچ بري ها بيش از ۱۰۰ متر مربع وسعت دارند و بخش مهمي از تاريخ دوره بهرام گور را به تصوير کشيده‌اند . «مهدي رهبر»، باستان‌شناس و سرپرست کاوش‌هاي بنديان درگز درباره ويژگي اين گچ بري‌ها مي‌گويد: «گچ بري‌هاي داخل تالار آتشکده، پادشاهي بهرام گور و غلبه وي بر پادشاه هپتالي‌ها، قوم مهاجم شمال خراسان، را به تصوير کشيده‌اند. گچ بري‌هاي بجا مانده از دوره ساساني، عموما جنبه تزييني يا تک چهره دارند. در حالي که آثار نقش شده بر ديوار آتشکده بنديان، ورق‌هايي از تاريخ اين دوره به شمار مي روند . مجموعه آثار بنديان درگز، علاوه بر آتشکده، کارگاه صنعتي، سازه‌اي وسيع با کاربري احتمالي مذهبي و حکومتي و برج خاموشي به عنوان راهنماي مسافرين را نيز شامل مي شود
 

دوران تاریخی

محل بنا

نوع بنا

ثبت ملی

نام بنا

ردیف

ساسانی

مشهد - تربت

آتشکده

39

بازه هور

1

قرن 7 هجری قمری

کاشمر

مناره

91

مناره فیروز آباد

2

قرن 5- 6 هجری قمری

طبس

برج

123

برج کرات

3

قرن 7هجری قمری

علی آباد کاشمر

مناره و برج

127

مناره کاشمر

4

سال 1031هجری قمری

مشهد

بقعه

142

خواجه ربیع

5

قرن 6هجری قمری

رادکان قوچان

برج

146

میل رادکان

6

سال 500 - 600هجری قمری

سبزوار

مناره

160

مناره خسرو گرد

7

421

سنگ بست

مقبره و مناره

164

مقبره و مناره ایاز

8

757

سرخس

آرامگاه

165

مقبره بابا لقمان

9

قرن 8

طوس

بقعه

173

گنبد امام محمد غزالی

10

قرن 9 تا 12

تربت جام

آرامگاه و خانقاه

174

مزار پیر ژنده پوش

11

987

تربت حیدریه

آرامگاه و خانقاه

175

مزار قطب الدین حیدر

12

855

مشهد

مسجد و آرامگاه

186

مسجد شاه

13

1091

قدمگاه

زیارتگاه

236

بقعه قدمگاه

14

سلجوقی

طبس یا گلشن

مناره

245

مناره کبیر

15

سلجوقی

طبس یا گلشن

مناره

258

مناره مدرسه

16

899

تایباد

مسجد و بقعه

309

مسجد مولانا

17

قرن 12

دره گزکلات

مجموعه کاخ

329

باغ نادری عمارت خورشید

18

تیموری

اخنجان

برج

341

میل اخنجان

19

قرن 8

راه سرخس

قلعه

651

قلعه خرابه

20

پیش از تاریخ

مشهد

غار باستانی

652

غار مزدوران

21

پیش از تاریخ

راه سرخس

قلعه

659

قلعه بزنگان

22

نادری

کلات

سد

660

سد نادری

23

نادری

کلات

برج

662

برج دیده بانی

24

نادری

کلات

آب انبار

663

آب انبارهای قریه خشت

25

نادری

کلات

دروازه

665

دروازه ورودی

26

نادری

کلات

دروازه

666

دروازه دهچه

27

نادری

کلات

دروازه

667

دروازه چوبست

28

نادری

کلات

دروازه

668

دروزاه لگشتانه

29

سال 411

توس

آرمگاه و محوطه دیدنی

-

آرامگاه فردوسی بزرگ

30

نادری

خراسان

آرامگاه و تندیس نادر

-

آرامگاه نادر شاه افشار

31

 

جشن چهارشنبه سوری در خراسان  

مردمان خراسان نیز مانند دیگر شهرهای ایران مانند کردستان - آذربایجان خوزستان - اصفهان - لرستان - و . . . با بر پا کردن هفت کپه آتش مقدس چهارشنبه سوری را گرامی می دارند . حتی زنانی که بچه شیرخواره دارند با بغل کردن آنان از روی آتش می پرند . هفت کپه آتش از همان عدد هفت مقدس ایرانی سرچمشه گرفته است . در شهرهای خراسان همان زردی من از تو و سرخی تو از من گفته می شود ولی در روستاها این شعر محلی خوانده می شود :

آلا به در بلا به در , دزد هیز از دها به در

 در خراسان چهار رنگ پلو برای چهارشنبه سوری درست میکنند . که بیشتر رشته پلو عدس پلو زرشک پلو  و ماش پلو است . سپس آنرا بین اقوام خود تقسیم میکنند .

کوزه شکستن در شب چهارشنبه سوری :

برای پیشواز رفتن جشن نوروز جشن کوزه شکستن چهارشنبه سوری یکی از مراسمهایی است که برای استقبال از آن انجام می گیرد . مردم برای رفع بلا ها و مشکلات و چشم های بد کوزه های آب قدیمی خود را می شکستند . در خراسان پس از جشن و شادی شب چهارشنبه سوری مردم درون کوزه کمی زغال و نمک و یک سکه می گذاشتند و همه افراد خانواده آن را دور سر خود می چرخانند و سپس آنرا از بالای پشت بام به بیرون پرت میکنند تا سیاه بختی - چشم شوری و فقر از خانه هایشان در آغاز سال نو بیرون رود .

 آجیل شب چهارشنبه سوری

پایان شب چهارشنبه سوری  پس از رقص و پایکوبی های دسته جمعی و آتش افروزی خانواده ها دور هم جمع می شوند . سالخوردگان شروع به خواندن داستانهایی از شاهنامه می کنند . زنان اسفند دود میکنند و سپس سینی های آجیل را می آورند . مواد داخل این آجیل در نقاط مختلف ایران گوناگون است . برای نمونه در خراسان انجیر کشمش - خرما توت خشکه فندق پسته و بادام است . در بزرگ آباد رضائیه : کشمش مویز گردو بادام سنجد خرما انجیر شیرینی آب نبات تخمه قاقوت و تخم مرغ رنگی است

 قاشق زنی در جشن چهارشنبه سوری

این مراسم مخصوص شب جشن است و هدف از آن جمع آوری حبوبات یا پول آن برای پختن آش شب چهارشنبه سوری است . زنان و جوانان با انداختن روکشی بر سر خود بر در منازل می روند و با زدن قاشق بروی پیاله ای درخواست حبوبات می کنند بدون آنکه سخنی بگویند و معمولا خود صاحب خانه مقداری مواد لازم برای آش را در پیاله آنان می ریزند . در خراسان به جای قاشق از ملاقه استفاده میکنند . رسم بر این است که خانواده هایی که مسافر یا بیمار دارند به شخص قاشق زن چیزی نمی دهند و با گفتن ناخوش داریم و سفری داریم شخص را دور میکنند . این کار برای جوانان بیشتر جنبه تفریح و شادی دارد ولی برای زنان هدف و گرفتن مراد خود این کار را انجام می دهند . شخص قاشق زن نباید سخن بگوید . نباید رویش را بر دارد زیرا بد یومن خواهد بود . در کرمان به جای پیاله کیسه ای را بر میدارند و به در منازل می روند . 

جشن ملی نوروز  

در خراسان مردم چند هفته قبل از نوروز به فکر تهیه لباس نو و خانه تکانی هستند . دو روز ماننده به جشن سمنو می پزند . عده ای پیش از سال نو به حمام می روند و پای خود را حنا می بندند . در هر اتاق شمع یا چراغی روشن می کنند که نشان از مقدس بودن نور و آتش ایرانیان دارد . سفره هفت سین را پهن میکنند و به استقبال سال نو می روند . عده ای قبل از سال نو آب جوجه خروس یا شیر می خورند . ظهر سبزی پلو با ماهی یا کوکو یا مرغ میخورند . شب اول را رشته پلو می خورند تا رشته کار در سال آینده در دستشان بماند . روز شنبه اول سال را هم آش رشته می پزند . در روستاهای خراسان شب اول را همگی نان میپزند تا سالی پر برکت داشته باشند . دختران دم بخت سبزه گره می زنند و زنانی که باردار نمی شوند در کنار جوی آب می نشینند و سنگ به آب می اندازند . نوروز در خراسان با شکوه بسیاری بر پا میگردد

 

برخی پایگاه های اینترنتی تاریخی و فرهنگی خراسان بزرگ  

http://www.tajikmedia.com/

http://www.neyshaboor.com/

http://www.faratarazmarzha.org/

http://www.neyshabur.info/

http://www.khayamcity.com/

http://abarshahr.blogfa.com/

http://neytoday.com/

http://www.sobh-e-neyshaboor.ir/

http://www.bonyad-neyshaboor.com/

http://www.neishabour.org/

http://www.khayamgroup.net/

http://www.khayyam.ir/

http://ariaye.com/

http://www.khorasanmiras.ir/

http://samarqand.malakut.org/

http://navruz.freenet.tj/

http://www.tajikestan.com/

http://www.abumoslem.com/

جستارهای وابسته :

آنچه ایران به جهان آموخت

تاجيکان ايراني نژاد ازبکستان

زبان فارسی در تاجیکستان

جشن ملی نوروز درافغانستان

جشن ملی نوروز در تاجیکستان

فرهنگ غنی ایرانی چیست ؟

مشکلات زبان در تاجیکستان

گفتگو با یک هموطن تاجیکستانی

جایگاه زبان پارسی در ازبکستان

زبان اوستایی سرزمین خوارزم

ایران سرزمین همیشگی آریایی ها

گذری بر زبان پارسی - فارسی دری

آداب و رسوم ایرانیان راستین در گذر تاریخ

نام و نشان اقوام افغانستان و بلوچستان

اهمیت زبان پارسی در منطقه خراسان بزرگ

خراسان بزرگ و سیاست تفرقه استعمار انگلیس

سیاستهای استعماری پارسی ستیزی در افغانستان

مردم خراسان بزرگ (افغانستان) همگي ايراني هستند

تاریخچه جشن ملی چهارشنبه سوری در سرزمینهای ایران

نقشه های ایران باستان و سرزمینهای حقیقی ایران  و اقوام آریایی آن 

 

بن مایه این نوشتار :

فرهنگ زبان پهلوی یا فهلوی : دکتر بهرام فره وشی

پایگاه اطلاع رسانی ابر شهر  - دانشنامه جهانی ویکی پدیا

دایره المعارف بزرگ ایران شناسی استاد عبدالحسن سعیدیان

البلدان : احمد ابن ابی یعقوب - متوفی سال 290 هجری - ترجمه دکتر محمد ابراهیم آیتی

مروج الذهب : ابوالحسن علی ابن حسین مسعودی - 2 جلدی ترجمه شادروان ابوالقاسم پاینده

مسالک الممالک : ابواسحق ابراهیم اصطخری جغرافی دان مشهور متوفی سال 346 - ترجمه خواجه نصیرالدین طوسی - دکتر ایرج افشار

نویسنده و پژوهشگر : ارشام پارسی

 

صفحه 1   2  

 

پژوهش و گردآوری از ارشام پارسی , برداشت این نوشتار با ذکر نام و آدرس پایگاه آزاد است

........................................................................................................................................

بازگشت به برگ نخست

  © Ariarman , Design & Management by : Arsham Parsi - Info@Ariarman.com