

معادلهایی بابلی بر پادشاهان پیشدادی معروف اوستا و شاهنامه
با اندکی تحقیق در اساطیر
خدایان کاسی، اکدی و سومری بابلیان می توان معادلهای پادشاهان معروف پیشدادی یعنی
هوشنگ، تهمورث (تخموروپه) و جمشید را شناسایی نمود: کاسیان
نام خود و خدای قبیله خود را از نام کاسی یا کاششو گرفته اند که منابع بابلی
عهد کاسیان اطلاع زیادی از وی به دست نمی دهند. نام این ایزد را در زبان آریائیان
کاسی می توان به معنی ایزد منسوب به زمین گرفت. بر پایه این معنی از وی همان انکی
ایزد زمین بابلیان منظور شده است. این مفهوم در نام ایزد زمین و جهان زیرین پر راز
و رمز ایرانی جمشید (ییمه خشئته، شاه رستنی ها و سرزمین سرد) نیز مستتر است. نام
کاسی از سوی دیگر در زبانهای بومی خاورمیانه با کلمه کاسه (جام، یام) مرتبط می شده
است چه مسلم به نظر می رسد نام کاسی (کاششو) در اوستا با ییمه(یمه، جمشید) پادشاه
اساطیری صاحب جام جهان بین جایگزین گردیده است. در تأیید این نظر باید گفت که نظیر
جمشید، برای کاسی(کاششو) همزاد مؤنثی(=یمی) به نام کاسیتو قائل بوده اند و
وی را الهه شراب و درخت تاک به شمار می آورده اند. از این طریق بوده که یمه و یمی
از سوی دیگر به بعل(آدونیس) و بعلات یعنی ایزد و الههً نباتات کنعانی می
پیوسته است . اینان خود با مراسم جشن نوروز سامیان مرتبط بوده اند. از جانب دیگر هم
نام یمه به وساطت نام اوگاریتی(سوری) یم (خدای دریا و سیلاب و طوفان) به
انکی (ائا) یعنی خدای زمین و آبهای ژرف دریاهای معروف بابلی ها می پیوندد. در
این صورت معنی لفظی ور جمکرد اوستا یعنی ور ساخته جمشید باید معبد
یا دژ خدای آبهای ژرف یعنی ائا باشد. گفتنی است مطابق اساطیر بابلی انکی(ائا) منشأ
هفت یا هشت الههً نباتات (مأخذ سمبلهای سفره هفت سین) به عبارت دیگر نوروز جمشیدی
بوده است. قابل توجه است که خود نام ائا (انکی، ابراهیم خداگونه) با افزوده شدن
پسوند اسمی اکدی اوم تقریبا تبدیل به یمه میشده است. به نظر میرسد با توجه به همین
اساطیر است که در تورات ابراهیم خداگونه (به معنی پدر امتهای فراوان= انکی) زن خود
سارا(حکمران، الهه، نین کی) را خواهر خود می خواند. در اساطیر اوستایی و ودایی از
ازدواج یمه و یمی و تولید مثل انسانها و انسانگونه ها از ایشان سخن میراند.
انکی(ائا، ایزد خرد و آبهای ژرف و زمین) مانند ییمه (یمه، جمشید) خدا-
پادشاه دانای عهد طوفان بزرگ به شمار رفته است. جالب است نام یمه به صورت
جمه در زبان صربوکرواتها(اعقاب سرمتهای آریایی و اسلاو) مترادف نام ائا به معنی
ژرفا و گودی و به صورت زمه در زبان اوستایی به معنی زمین است. جالب است که
در شاهنامه نیز جمشید با دریا مرتبط شده است:
صدم روز ناگه به دریای چین(دانش)
پدید آمد آن شاه ناپاک
دین(جمشید)
از آنجاییکه بعداً یمه
(موبد، همزاد) به صورت لقبی بر سپیتمه گودرز(پدر سپیتاک زرتشت) در آمده بوده است،
لابد ازاینجاست که تصور گردیده سه نطفهً نسل منجیان بزرگ آئین زرتشتی از پشت زرتشت
در دریاچهً ژرف(کانس اویه) نگهداری میشوند و از اینجاست که نرگس مادر مهدی موعود
کشتی سوار است و نام ماریا، مادر عیسی مسیح، در زبان لاتین مترادف یمی سامیان غربی
به معنی الههً دریا است که با توجه به مقام ایزد آبهای ژرف داشتن ائا (پدر مردوک/
آدونیس/ آتون/ اوتو، سمبلهای مسیح خداگونه) به راحتی قابل توجیه و پذیرش می باشد.
نام و نشان بزرگ و با اهمیت سپیتمه جمشید را سوای تورات و روایات مسلمین در اساطیر
یونانی هم می توان پیدا کرد: در اینجا وی تحت نام اساطیری معروف تسئوس
(همزاد= یمه) به عنوان پادشاه قهرمان آتن ظاهر میشود. همانند اصلش سپیتمه جمشید/گودرز
که مادیای اسکیتی (افراسیاب= پر آسیب)را در کاخ زیرزمینی اش به دام می اندازد،
تسئوس نیز مینوتاروس (بد ذات) را در لابرینت هزار تو به دام انداخته و به قتل
میرساند. همانند او با قوم آمازونهای قفقاز (سئوروماتها) سروکار دارد چه سپیتمه
جمشید، اصلاً از مغان سئورومتی قفقاز بوده و بر ولایات جنوب قفقاز فرمان میرانده
است. پسر او آکاماس(بسیار دانا، بردیه زرتشت/ایرج) برادر خوانده ای به نام
دموفون (=آدمکش، تور) دارد که مطابق کمبوجیه سوم پسر کورش/سوم (فریدون) است.
تسئوس هم نظیر یاسون(منجی، کی آخسارو، هوخشتره) با مدیا (الههً
افسانه ای ماد) پیوند دارد. جالب است که نام پدر تسئوس یعنی آئه گوس را -که از قدیم
با نام دریای اژه ربط داده شده- در زبان یونانی می توان به معنی غربی(ایزد غروب
هنگام) گرفت. از اینجا معلوم میشود نام این دریا از ترجمهً یونانی نام کشور هیتی
ارزوه (غربی= اروپا، ارزهی اوستا) در سمت جنوب غربی فلات آناتولی
حادث شده است. بی جهت نیست که نام پدر جمشید در اوستا و وداها یعنی ویونگهان/ویوسوت
به معنی خورشید دور دست غربی گرفته شده است که در نقطه مقابل نام
سویتری(خورشید طلوع هنگام) است.
دیاکونوف در تاریخ ماد
احتمال میدهد که ارتباطی بین ایزدان کاسی کاششو (کاسی، به معنی زمین) و
دونیاش وجود داشته باشد. نام خدای کاسی دونیاش در معنی خدای زمین بخش
این نظریه وی را مستدل می سازد. اما اگر دون را به معنی اوستایی آن یعنی
آبهای گسترده بگیریم وی با خود یمه(به سومری سبزه زاران) در معنی سامی آن
ایزد دریا یکی میگردد. معهذا نام این خدا از سوی دیگر در معنی سانسکریتی آن یعنی
تندر مطابق نام هودها (هود= خدا) است. لابد از اینجاست که هود به
جای کاسی یا دونیاش رهبر ملکوتی مخصوص قوم عاد (کاسیان) به شمار رفته
است. قابل توجه است که در اوستا اژی دهاک(پادشاه اساطیری کاسیان) در کرند
کرمانشاهان به ایزد هوا(منظور هودها) فدیه می آورد. در اوستا سرزمین دانوهای
تورانی در مجاورت بین النهرین و سرزمین خشتاویهای دلیر (پارس) نشان داده شده است.
نام هوشنگ اساطیر ایرانی (به معنی فراهم کنندهً زمینهای خوب) به وضوح یادآور
ایزد کشاورزی سومریان یعنی انکیم دو(خدای زمین خوب) است. نام
تهمورث (تخموروپه، یعنی پهلوان پلنگ مانند) با نام انکیدو (خدای "سرزمین
خوب= خونیرث"، مخلوق نیمه انسان و نیمه جانوری انکی) که هر دو تراژدی مرگ معروفی
داشته اند، مطابقت دارد. به نظر می رسد داستان رقابت انکیم دو و دوموزی بابلیها
برای ازدواج با اینانا/ایشتار اساس اسطورهً قرآنی اصحاب جنت سورهً اصحاب کهف
باشد که در طبق احادیث قرآنی دو برادر به نامهای یهودا (نشانه و گواه خدا) و
قطروس (شرابساز=صبا) -که به جای دوموزی (دیونیسوس باکوس یونانیها، ایزد باغ
و شراب) و انکیم دو (خداوند سرزمین خوب موعود= یهودیه) هستند- در این باب با هم
رقابت می کنند و سرانجام زمینهای بهشتی قطروس با خشم خداوند خشک و ویران میگردد.
این اسطوره از سوی دیگر به وضوح اشاره به نامهای دوگره قبایل شمال و جنوب شبه
جزیرهً عربستان یعنی عدنانی (مضر، ربیعه، یعنی ثروتمند و بهشتی) و قحطانی
(مردم سرزمین خشکیده) در سمت یمن دارد. در تقسیم بندی یونانیان و رومیان
تقسیم بندی برعکس این بوده و ارابیا فلیکس(عربستان خوشبخت) همان یمن(سعادتمند)
و ارابیا اندامایون(عربستان فقیر) شامل نواحی دیگر شبه جزیره شده
است. این تقسیم بندی اخیر در قرآن در رابطه با جهان دیگر تحت نامهای اصحاب شمال
(جهنمی ها) و اصحاب یمن (بهشتیان) به خوبی حفظ شده است.
قابل توجه است تخموروپه/تهمورث
پیشدادی که نامش متضمن اوروپه(گسترده، یا گربه سان/سگسانی بزرگ) است و اسمش
در کتاب سدّرابای مندائیان به صورت تخمورت (تخموروته) ذکرشده است با نینورتا/نبی/نین
گیرسو (پهلوان شیر-عقاب مانند بابلی) پیوستگی دارد.همچنانکه سلف وی هوشنگ با
ائا/انکی ماروش و انکیم دو(خداوند مراتع خوب) در پیوند است. پیداست
جزء اورت در نام تخموروته اصلش را از جزء اورتا (کامل و رسا) در نام
خدای معروف بابلی نینورتا(خدا/پهلوان کامل) دارد. در این رابطه گفتنی است
گیلگامش بابلیها (به معنی لفظی پیر مردی که هنوز جوان است یا قهرمان میرا) که
پسر لوگال باندا(حاکم جوانتر) و برادر خوانده و دوست انکیدو
به شمار رفته است، با جمشید(ییمه، یمه) برادر اساطیری معمر تهمورث
(پهلوان سرزمین راه) کاملاً همخوانی دارد. اما نظر به اینکه نام سومری
گیلگامش (در معنی کشندهً گاومیش به زبانهای سامی) در زبانهای ایرانی میتوانست
ترکیبی از گل یا گیاه و مش (انسان میرا) به شمار آید، از
اینجا معلوم میشود چرا سپیتمه جمشید(گودرز) در اساطیر ایرانی تحت لقب هوم(گیاه
نیروی خوب دهنده، ریواس یا تاک) معرفی شده است.
اما ترکیب ایرانی مذکور
بیشتر یادآور نخستین انسان و پادشاه ایرانیان یعنی کیومرث (گیاه مرد فانی)
است که نظیر گیلگامش دنبال گیاه جاودانی رونده همنشین انکیدوی گاوشکل، همزاد گاو
نخستین یعنی اوکدات به شمار آمده است. این سه نام تثلیثی اوستا یعنی هوشنگ/
گرشاه ، تهمورث(پهلوان پلنگ مانند یا فرمانروای سرزمین گذرگاهی) یا
فرواک(واعظ، نامور، پر آواز) و جمشید (شاه موبد درخشان سرزمین
سرما، شاه کوهستان) به جای انکی/اِئا و نینورتا/نبو(نامور)/آداد
و تموز/نرگال (ایزد جهان فرودین) در اساطیر بابلی هستند. در تورات
اینان با نامهای ابراهیم(پدر امتهای فراوان)، ناحور(جنگجوی آرامش
دهنده، مار فیس فیس کننده) و هاران(واعظ، کوهستانی= ایشکورای سومریها، ایزد
رعد) جایگزین شده اند. جالب است که اساطیر کهن سومری و اکدی در رأس خدایان کهن
دشمنان از تیامات (الههً آبهای شور) و کینگو (سفیر، شاه به زبانهای
هندواروپایی) سخن میرانند که به دست مردوک (ملقب به نین مادا،
فرمانروای کشور کشته شده اند و اسامیشان یادآور نامهای شاهان پیشدادی سیامک مقتول
به دست دیوان و جمشید شاه مقتول به دست اژی دهاک(مردوک، بعل زفون= بعل زبوب=
خدای سّمی) می باشند. نام هوشنگ(آذر هوشنگ)، در معنی شاه دانای زمین
یاد آور انکیم دو (خدای زمین خوب و کشاورزی سومریان و اکدیان) است که معاند
عشقی ناموفق دوموزی (یوسف/ آدونیس) بر سر همسری اینانا/ایشتار است.
در تورات و روایات اسلامی
این اسطوره به صورت داستان هابیل(دریغ= دوموزی) و قابیل(گیبیل، قائن،
ایزد آتش کورهً فلزگدازی) نقل شده است. سامک ، ویگرد و تاز
پیشدادی به ترتیب مطابق آنو، انلیل و مردوک می باشند.
مسلم به نظر می رسد عناوین انجیلی معروف ناصری، نصاری و حتی عنواننجّار(متعلق
به یوسف شوهر مریم مقدس) به وساطت نام نضار (درخت دارای چوب مرغوب برای نجاری) در
اصل از ریشهً کلمات عربی نضر یعنی زیبا و درخشان یعنی لقب یوسف(تموز)گرفته
شده اند. کلمه ناصری به معنی کودک یادآور خدای مصری ایهی است که از آن یاد خواهد
شد.
گردآوری
و پژوهش
از
جواد مفرد کهلان , برداشت این جستار با ذکر نام و آدرس
پایگاه
آریارمن آزاد است
........................................................................................................................................
بازگشت به
برگ
نخست
© Ariarman , Design &
Management by : Arsham Parsi - Info@Ariarman.com